۱-ارديبهشت-۸۷, ۱۵:۳۹:۰۴
نيما قاسم نژاد مقدم
چكيده
معماري سازماني به عنوان راهحلي جامع و راهبردي در مديريت توسعه و سيستمهاي اطلاعاتي از دهه 1990 به طور فزايندهاي مورد توجه قرار گرفته است. رويكرد موجود در اين روش مبتني بر ايدة مديريت افقي به جاي عمودي است كه تفاوتهاي عمده اي با ساير روشهاي راهبردي پيشين دارد.
سازمانها مانند موجودات زنده اي هستند كه در گذر زمان از مراحل مختلفي عبور مي كنند. اين مراحل شامل پيدايش، رشد، بلوغ و مرگ است. تفاوتي كه يك سازمان با موجود زنده معمولي دارد اين است كه الزاما محكوم به مرگ نيست و سازمانها مي توانند زندگي نامحدودي داشته باشند. اين كار مستلزم اين است كه سازمانها قادر به حفظ وضع موجود، حركت به سمت وضع مطلوبتر و مديريت تغييرات باشند. از طرفي تغيير و تحولات و پيچيدگيهاي روز افزوني که امروزه با آن مواجهيم، سازمانها را ملزم به برنامهريزي و بازنگري در خود كرده است. در اين شرايط «معماري» به عنوان واژهاي آشنا در عرصه سازماني از نقش ويژهاي برخوردار است. يكي از مهمترين فرايندهايي كه امروزه در سازمانهاي مدرن در كنار ساير فرايندهاي اصلي قرار گرفته است، فرايند «معماري سازماني» است.
در اين مقاله سعي شده تا به موضوع معماري سازماني بطور نسبتا تفصيلي پرداخته و به جايگاه معماري در جهان و کشورمان طبق آمار اشاره شود.
مقدمه
«معماري سازماني» در واقع ريشه گرفته از بحثهاي «معماري سيستمهاي اطلاعاتي» است. در واقع «معماري سازماني» همان «معماري سيستمهاي اطلاعاتي» است، با اين تفاوت كه ساير جنبه هاي سيستمهاي اطلاعاتي نظير كاربران، موقعيت جغرافيايي سيستمها، نحوه توزيع آنها، زمانبندي كارها، انگيزه كارها، راهبردها و ماموريتهاي سازمان و غيره را نيز در نظر مي گيرد.
تعريف معماري و سازمان
عبارت « معماري سازماني » از دو كلمه « سازمان» و « معماري» تشكيل شده است.
واژه معماري داراي ريشه لاتين (APXITEKT?N) بوده و به معناي " استادي در ساختن" است (امربر، ارائه مدلي براي معماري مرجع راهكار، 6).
معماري ترکيبي از هنر و مهندسي است که در آن مؤلفههاي اصلي سازنده يک پديده، ارتباط آنها با هم و مشخصات اصليشان که تضمينکننده کارايي و اثربخشي آن پديده در دوره حياتش هستند، به زبان نقشه و طرح و الگو بيان ميشوند. معماري چيزي بيش از مجموعهاي از الگوها نيست، به عبارتي معماري جنگلي از الگوهاست.
معماري سازماني يك نقشه سازماني است كه ساختار مأموريت و اطلاعات موردنياز سازمان و فناوريهاي لازم براي پشتيباني از آنها را تشريح و فرايند گذار براي پياده سازي اين فناوريها را تعريف مي كند. (CIO Council, 1999) .
تعريف معماري سازمان که توسط Open Group ارائه شده از اين قرار است: معماري سازماني عبارت از شناخت تمام عناصري است که سازمان را تشکيل ميدهند و بيانگر نحوه ارتباط عناصر مذکور با يکديگر است.
معماري سازماني بنا به تعريف قانون كلينگر- كوهن، يك چارچوب يكپارچه براي توسعه و نگهداري فناوري اطلاعاتي موجود و دستيابي به فناوري اطلاعاتي جديد براي نيل به اهداف راهبردي سازمان و مديريت منابع اطلاعاتي آن است. (سمينار فناوري اطلاعات، وزارت صنايع و معادن، آذر 1382)
مثلث معماري سازماني از سه قسمت (ضلع) تشکيل يافته که عبارتاند از:
1. معماري: معماري سازماني چه چيزي است؟
2. انجام معماري(فعاليت معماري): چگونه معماري سازماني به وجود ميآيد؟
3. معمار: چه کسي معماري سازماني را به وجود ميآورد (خلق ميکند)؟
چكيده
معماري سازماني به عنوان راهحلي جامع و راهبردي در مديريت توسعه و سيستمهاي اطلاعاتي از دهه 1990 به طور فزايندهاي مورد توجه قرار گرفته است. رويكرد موجود در اين روش مبتني بر ايدة مديريت افقي به جاي عمودي است كه تفاوتهاي عمده اي با ساير روشهاي راهبردي پيشين دارد.
سازمانها مانند موجودات زنده اي هستند كه در گذر زمان از مراحل مختلفي عبور مي كنند. اين مراحل شامل پيدايش، رشد، بلوغ و مرگ است. تفاوتي كه يك سازمان با موجود زنده معمولي دارد اين است كه الزاما محكوم به مرگ نيست و سازمانها مي توانند زندگي نامحدودي داشته باشند. اين كار مستلزم اين است كه سازمانها قادر به حفظ وضع موجود، حركت به سمت وضع مطلوبتر و مديريت تغييرات باشند. از طرفي تغيير و تحولات و پيچيدگيهاي روز افزوني که امروزه با آن مواجهيم، سازمانها را ملزم به برنامهريزي و بازنگري در خود كرده است. در اين شرايط «معماري» به عنوان واژهاي آشنا در عرصه سازماني از نقش ويژهاي برخوردار است. يكي از مهمترين فرايندهايي كه امروزه در سازمانهاي مدرن در كنار ساير فرايندهاي اصلي قرار گرفته است، فرايند «معماري سازماني» است.
در اين مقاله سعي شده تا به موضوع معماري سازماني بطور نسبتا تفصيلي پرداخته و به جايگاه معماري در جهان و کشورمان طبق آمار اشاره شود.
مقدمه
«معماري سازماني» در واقع ريشه گرفته از بحثهاي «معماري سيستمهاي اطلاعاتي» است. در واقع «معماري سازماني» همان «معماري سيستمهاي اطلاعاتي» است، با اين تفاوت كه ساير جنبه هاي سيستمهاي اطلاعاتي نظير كاربران، موقعيت جغرافيايي سيستمها، نحوه توزيع آنها، زمانبندي كارها، انگيزه كارها، راهبردها و ماموريتهاي سازمان و غيره را نيز در نظر مي گيرد.
تعريف معماري و سازمان
عبارت « معماري سازماني » از دو كلمه « سازمان» و « معماري» تشكيل شده است.
واژه معماري داراي ريشه لاتين (APXITEKT?N) بوده و به معناي " استادي در ساختن" است (امربر، ارائه مدلي براي معماري مرجع راهكار، 6).
معماري ترکيبي از هنر و مهندسي است که در آن مؤلفههاي اصلي سازنده يک پديده، ارتباط آنها با هم و مشخصات اصليشان که تضمينکننده کارايي و اثربخشي آن پديده در دوره حياتش هستند، به زبان نقشه و طرح و الگو بيان ميشوند. معماري چيزي بيش از مجموعهاي از الگوها نيست، به عبارتي معماري جنگلي از الگوهاست.
معماري سازماني يك نقشه سازماني است كه ساختار مأموريت و اطلاعات موردنياز سازمان و فناوريهاي لازم براي پشتيباني از آنها را تشريح و فرايند گذار براي پياده سازي اين فناوريها را تعريف مي كند. (CIO Council, 1999) .
تعريف معماري سازمان که توسط Open Group ارائه شده از اين قرار است: معماري سازماني عبارت از شناخت تمام عناصري است که سازمان را تشکيل ميدهند و بيانگر نحوه ارتباط عناصر مذکور با يکديگر است.
معماري سازماني بنا به تعريف قانون كلينگر- كوهن، يك چارچوب يكپارچه براي توسعه و نگهداري فناوري اطلاعاتي موجود و دستيابي به فناوري اطلاعاتي جديد براي نيل به اهداف راهبردي سازمان و مديريت منابع اطلاعاتي آن است. (سمينار فناوري اطلاعات، وزارت صنايع و معادن، آذر 1382)
مثلث معماري سازماني از سه قسمت (ضلع) تشکيل يافته که عبارتاند از:
1. معماري: معماري سازماني چه چيزي است؟
2. انجام معماري(فعاليت معماري): چگونه معماري سازماني به وجود ميآيد؟
3. معمار: چه کسي معماري سازماني را به وجود ميآورد (خلق ميکند)؟