با سلام
سوال اول شما که در مورد مشکلات مدیریت کلان در سطح کشور می باشد را من از دید خودم به عنوان دانشجوی IT پاسخگو هستم و ممکن است یک فرد در رشته مدیریت مخالف این عقیده باشد.
از نظر من مشکلات مدیریت کلان را می توان به دو دسته تقسیم کرد. یکی از بعد تکنولوژیکی و دیگری از بعد خود مدیریت که در راستای آن بحث نوآوری و خلاقیت یکی از مهمترین موضوعات این مشکل می باشد.
در کشور های پیشرفته یکی از ابزارهای مهم در جهت پیشبرد اهداف مدیریت کلان بحث تکنولوژی اطلاعات می باشد که به جرات می توانم بگویم در بحث مدیریت کلان خودنمایی می کند. در صورتی که در کشور ما، که کشوری در حال توسعه می باشد بعد از سال ها که از وجود فناوری های اطلاعاتی می گذرد به تازگی گامهایی نه چندان مستحکم و قوی در جهت توسعه ی این ابزار برداشته شده است که در جای خود قابل بحث می باشد. امروزه در بخش فناوری اطلاعات، transaction ها نقش مهم و اساسی در مدیریت کلان داشته ، بطوری که با استفاده از این transaction ها می توان آینده را پیش بینی کرد یا حداقل گامهای مستحکمی در جهت هدف برداشت.
اگر از بعد مدیریت به موضوع بپردازیم خواهیم دید که هر کشوری فضا و موقعیت خاص خود را دارد و در همین راستا باید مدیریت خاص خود را داشته باشد ولی می بینیم که در کشور ما به مدیریت به چشم قانون تقلید و کپی برداری از روش ها و ایده های کشور های پیشرفته نگاه می شود و متاسفانه هیچ دیدی نسبت به مسائل بومی و نظام های حاکم بر ساختار کشورمان وجود ندارد. با اینکه این نظریات و ایده ها هیچ تناسبی با ساختار و فضای داخلی کشور و موقعیتهای آن ندارد متاسفانه شاهد این هستیم که چگونه این کپی برداری ها انجام و اجرا می گردد.
دومین موضوعی که در بحث مدیریت به میان کشیده می شود موضوع نوآوری و خلاقیت است. در کشور ما و در ساختار سازمان ها و نهاد ها هنوز شاهد این هستیم که انتقاد و انتقادپذیری هنوز جای خود را درست پیدا نکرده است، بطوری که هر خلاقیتی به راحتی به نوآوری تبدیل نمی شود.
در جایی یک مطلب بسیار جالب خواندم که خالی از لطف نیست که برای شما هم بنویسم:
در آن مقاله اینطور آمده بود که:
ما در طول حیات ، در ابتدای زندگی ، در خانواده و از همه مهمتر در مدرسه افکار ضد انتقاد کنندگی را یاد می گیریم. در مئرسه همیشه دانش آموزی که حرف نمی زند و انتقاد نمی کند و هر چیزی را که بخواهند بخوردش می دهند و هیچ چیزی نمی گوید به عنوان دانش آموز الگو انتخاب می شود. این دانش آموز در آینده همان مدیری می شود که هر آنچه به گفته اند و می گویند را اجرا می کند و دیگر هیچ.
پس انتقاد و انتقادپذیری هنوز وقت زیادی می طلبد که در میان ما و در کشور ما جای خود را باز کند.
به موضوع اصلی باز گردیم و تاپیر مدیریت و سوء مدیریت بر مدیریت کلان. متاسفانه مدیریت در کشور ما مفهوم خود را از دست داده و مدیران ما به جای اینکه تفکر و پیاده سازی و شکوفایی خلاقیت ها را هدف اصلی خود قرار دهند خود به عنوان عنصر اجرائی عمل می کنند و وقت خود را صرف کارشناسی و اجرائیات و حل مشکلات ارباب رجوع می کنند.
و اینها ، همه دست به دست هم می دهند تا مشکلات عمده ای را در مدیریت کلان در سطح کشور بوجود آورند.
در مورد سوال دوم هم لطف کنید مقاله ای را که در لینک زیر گذاشتم مطالعه کنید.
برای دیدن لینک لطفا وارد شوید ! یا در سایت ثبت نام فرمایید.
این نظرات این جانب (AjinDojin) به عنوان یک دانشجوی IT بود. کم و کاستی و قلم بی روحم را به بزرگی خود ببخشید. ان شاا... توانسته باشم که به خوبی پاسخ شما را داده باشم.