خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، شکیبایی صبح امروز در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمیبرد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد.
خبرگزاری مهر ضایعه فقدان خسرو شکیبایی را به بازماندگان آن مرحوم، بازیگران و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون ایران و تمام دوستداران هنر وی تسلیت میگوید.
سیمای یک مرد عاشق در قاب مرگ
پرونده زندگی زندهیاد خسرو شکیبایی در حالی بسته شد که سالها بود همگان با دیدنش افسوس همه روزهای رفته را با خاطره بازی او میخوردند؛ روزهایی که بوی زندگی و عشق و پریشانی به همراه داشت.
به گزارش خبرنگار مهر، همین چند روز پیش بود که به لطف پخش "سارا" از تلویزیون با او تجدید دیدار کردیم. وقتی گشتاسب (شکیبایی) ته همه رذالتها و سیاهیهایش با عشق عاقبت بخیر شد و با آن سبد گل و تکه تکه حرف زدنهایش از سارا حلالیت طلبید و نامهاش را از زیر در برای حسام فرستاد، نمیدانم چرا دلم به حال او بیش از همه کسانی که این نقش را بازی کرده بودند سوخت.
اتوبوس شب
خسرو شکیبایی هر چند 40 فیلم سینمایی، چند مجموعه تلویزیونی برجسته و چندین اجرای صحنه ای در کارنامه بازیگری خود دارد ولی بیش از هر چیز با کاراکتر حمید هامون و بازی در نقش این استاد فلسفه عاشق آشفته خود را در دل مخاطب جا کرد و تصویر دوست داشتنی او همواره در قاب این نقش ماند.
شکیبایی وجهی از خود به این کاراکتر بخشید که به نوعی در تطابق کامل با خودش قرار گرفت. این گونه بود که پس از آن بیش از آنکه شاهد حضور شکیبایی در نقش های جدید باشیم، برای این به دیدن فیلم هایش می رفتیم که ببینیم این بار حمید هامون در نقش چه کاراکتری ظاهر می شود و این جذابیت بالقوه حضور وی بود.
در واقع شکیبایی و هامون یکی شدند تا امروز بعد از گذر همه این سالها او برای ما یادآور همه مردان عاشق باشد که عشق شان را بیمحابا فریاد می زنند و در گیر و دار سنت و مدرنیته خود را یک آدم آویزون می پندارند. همو بود که این جمله کلیدی را از مجموعه "خانواده سبز" وارد دیالوگ های روزمره ما کرد که( قهر هستی، حرف که می زنی؟) و یادی از همه روزهای رفته خود را برای ما باقی گذاشت.
چه بسیار نقش منفی هایی که با گذر از فیلتر او خاکستری، جذاب و دوست داشتنی شدند و او بود که ما را وامی داشت که در اوج خطاکاری همراهش شویم و برای رستگاری او و بازگشت به همه نقاط روشن که از او سراغ داشتیم دعا کنیم و پیشاپیش او را به خاطر همه چیز ببخشیم و دوست بداریم.
خسرو شکیبایی سال 1323 در تهران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. او قبل از انقلاب تنها در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم "خط قرمز" مسعود کیمیایی در سال 1361 آغاز کرد.
سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شکیبایی فیلم "هامون" داریوش مهرجویی بود. او برای بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هشتمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد. شکیبایی همچنین برای بازی در فیلم "کیمیا" احمدرضا درویش بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد.
از مهمترین فیلمهای این بازیگر فقید میتوان به "بانو"، "سارا"، "پری"، "دختر دایی گمشده" و "میکس" مهرجویی، "خط قرمز"، "حکم" و "رئیس" کیمیایی، "کاغذ بیخط" تقوایی، "اتوبوس شب" و "خواهران غریب" پوراحمد، "یکبار برای همیشه" و "مزاحم" الوند، "سالاد فصل" و "ستاره بود" جیرانی، "شب" صدرعاملی، "سرزمین خورشید" درویش، "دستهای خالی" طالبی، "عاشقانه" داودنژاد، "رابطه" و "عبور از غبار" درخشنده و "چه کسی امیر را کشت؟" کرمپور اشاره کرد.
بازیگری بیجایگزین / شکیبایی میراث فرهنگی ایران بود
اهالی سینما، تئاتر و تلویزیون ایران که امروز داغدار فقدان نابهنگام یکی از برجستهترین بازیگران این عرصه شدهاند، از خاطرات و ویژگیهای زندهیاد خسرو شکیبایی میگویند.

پرویز شیخطادی که در فیلم تلویزیونی "سومین روز پس از مرگ" تجربه همکاری با زندهیاد شکیبایی را داشته، درباره این بازیگر فقید به خبرنگار مهر گفت: شکیبایی میراث فرهنگی ما بود که از میان ما رفت.
وی ادامه داد: خیلی دلم میخواهد خانواده این عزیزان گمان نکنند تنها پدر یا مادر خود را از دست دادهاند، زیرا افرادی مثل شکیبایی یک ارزش ابدی برای همه ملت ایران بودهاند. باید هر چه بیشتر مراقب این افراد بود و به قول معروف آنها را میان زرورق نگهداری کرد.

مرحوم شکیبایی و شیخطادی پشت صحنه "سومین روز پس از مرگ"
شیخطادی در بخش دیگر سخنان خود اظهار داشت: خسرو مدتی بیمار بود و مدام نزد پزشک میرفت. با وجود ابتلا به بیماری کبدی و دیابت روحیهای عجیب داشت و با اینکه با بیماری دست و پنجه نرم میکرد، اما مدام مراقب بود هنگام کار کسی را اذیت نکند.
این کارگردان سینما با حالتی کاملا متأثر یادآور شد: روزی خسرو سر صحنه "سومین روز پس از مرگ" به من گفت پرویز من تو را خیلی اذیت میکنم. من در جواب گفتم ما در قبال بازیگرانی چون تو وظیفه ای بر عهده داریم و پیری تو برای من ارزشمند است. شکیبایی خیلی باارزش و یک استاد اخلاق بود.
مهدی کرمپور هم که در فیلم سینمایی "چه کسی امیر را کشت؟" با مرحوم شکیبایی همکاری کرده است، با اشاره به اینکه خسرو شکیبایی نیاز به تعریف ندارد، این بازیگر فقید سینما را یکی از محبوبترین و بهترین بازیگران سینمای ایران دانست.
وی اظهار داشت: من افتخار همکاری با مرحوم شکیبایی را در فیلم خود داشتم. همچنین هنگام ساخت تیزر بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر وقتی نیازمند استفاده از بازیگری توانا و دارای کلامی معتبر و تأثیرگذار بودم، افتخار همکاری مجدد با وی را به دست آوردم.

کرمپور یادآور شد: زندهیاد شکیبایی قرار بود در فیلم "بارانداز"من هم نقش یک مربی کشتی قدیمی و راوی اصلی فیلم را بر عهده داشته باشد. خسرو بازیگری بود که میتوانست هر کارگردانی را پشت دوربین شگفت زده کند و بیش از تصور یک کارگردان نقش را به نمایش میگذاشت. خسرو شکیبایی در سینما جایگزین نخواهد داشت.
خسرو شکیبایی صبح روز جمعه 28 تیرماه بر اثر ایست قلبی در سن 64 سالگی چشم از جهان فروبست.