۲۸-مرداد-۸۷, ۲۰:۰۶:۵۷
مقدمه
در سالهاي اخير، توجه به اطلاعات و دانش بعنوان سرمايه هاي مهم سازماني، مورد عنايت پژوهشگران بسياري بوده است. به گونه اي كه در مدل هاي اندازهگيري تعالي سازماني نيز به آن توجه ويژه شده است .
در كنار رويكردهاي مختلف سازمانها در معيار هاي رهبري، استراتژي، منابع انساني ، شراكتهاي بيروني، منابع مالي، تجهيزات و فناوري؛ نحوه و چگونگي مديريت بر اطلاعات و دانش در سازمان، نيز از جمله معيار هاي مهم در بخش توانمندسازهاي مدل تعالي سازمانيEFQM محسوب مي شود كه در ارزيابي سازمانها مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار ميگيرد.
بررسـي اينكه سازمانها چگونه اطلاعات و دانش خود را مرزبندي كرده و فرايندهاي مديريت بر آنها را در راستاي يكديگر طراحي و پايش مي كنند، همواره از دغدغه هاي اساسي ارزيابان در فرايند ارزيابي و ارائه گزارش بازخورد قابل استفاده براي سازمانهاي ارزيابي شونده، به حساب مي آيد.
از طرف ديگر با توجه به اينكه اصولا” سرمايه هاي فكري و اطلاعاتي به گونه يك شاخص كمي به صورت دقيق در نتايج كليدي عملكرد سازمانها قابل اندازه گيري نيستند، ميزان اهميت و توجه به مديريت بر اطلاعات و دانش را براي سازمانها، شفاف نكرده است . اگر چه تعداد مقالات ، پتنتهاي به ثبت رسيده، گزارشها و ياداشتهاي فني تدوين شده مي تواند بعنوان شاخصهاي كمي در توليد دانش و مديريت بر اطلاعات مورد توجه باشد؛ ولي با توجه به وجود دانشهاي پنهان كه بخش قابل توجهي از دانشهاي سازمانها را تشكيل مي دهد ، مستندات ثبت و ارائه شده توسط كاركنان، تنها بخشي از دانش روشن سازمانها را نشان مي دهد و نميتواند معيار كامل و دقيقي براي ارزيابي كل دانش و اطلاعات سازمان قلمداد شود .
مدل تعالي سازماني EFQM
در اواخر دهه 1980 و هنگامي كه اقتصاد اروپا در معرض تهديد گسترش بازارهاي خاور دور به ويژه ژاپن قرار داشت ، نخستين بار بود كه مديران عامل 14 شركت چند مليتي اروپا ، كه نماينده هفت ميليون كارمند بودند ، گرد هم آمدند و تمام روز به كار پرداختند . حفظ تمركز اين14 مدير در تمام روز، مانند نگهداشتن تعدادي قورباغه در يك چرخ دستي است. براين اساس برنامه بايد مهم بوده باشد كه آنها را مجاب به دستيابي به يك اتفاق نظر و تصميم گـيري درمورد تشكيل بنياد مستقلي متشكل از اعضاء براي پرورش آگاهي ، آموزش مديريت و ايجاد انگيزه و نيز تاييد دستاوردها كرده باشد. (منبع شماره 1)
بنياد EFQM در سال 1989 تاسيس و توسط كميسيون اروپا تاييد شد . در سال 1991 ، الگوي EFQM شكل گرفت و پس از آن نخستين جايزه كيفيت اروپا در سال 1992 ارائه شد .از آن زمان به بعد ، اين مدل تعالي بطور منظم بازنگري و روزآمد شده است تا بهترين تفكر هاي مديريتي و عملكردهاي اثبات شده را منعكس سازد .
اگر چه مدلهاي دمينگ، مالكوم بالدريج و EFQM معروفترين مدلهاي تعالي سازماني هستند ولي كشورهاي ديگري هستند كه مدلهاي ويژهاي را براي خود توسعه داده اند . البته مدلهاي توسعه داده شده غالباً از مدلهاي معروف يادشده الهام گرفته شده است.
جوايز ملي كيفيت در سطح جهاني با اقتباس از اين مدل ها ، براين واقعيت تأكيد دارند كه بقاء در رقابت مستلزم بهبود مستمر عملكرد در مقياس جهاني است. اين مدلها با ارائه معيارهاي ارزيابي، خطوط راهنمايي را براي سازمان ايجاد مي كنند تا پيشرفت و عملكرد خود را در زمينه كيفيت و تعالي سازماني اندازه گيري كند .
در كشور ما نيز مديران مربوطه، با الهام از مدل تعالي بنياد كيفيت اروپا جوايز، مانند :جايزه ملي بهره وري، جايزه ملي كيفيت - جايزه كيفيت وزارت دفاع را درنظر گرفته اند و همه ساله با ارزيابي واحدهاي صنعتي ، نظامي و خدماتي سعي در بالا بردن سطح توانمنديها و بهبود عملكرد سازمانها دارند. اين مدل از 9 معيار اصلي و 32 زير معيار تشكيل شده است ، كه يكي از زير معيارها به گونه مستقيم به ارزيابي مديريت بر دانش و اطلاعات در سازمانها اختصاص دارد .در ادامه اهميت اطلاعات و دانش را در مدل تعالي EFQM مورد بررسي قرار مي دهيم .
اهميت اطلاعات و دانش در ارزشهاي مدل تعالي EFQM
ابنكه اصولا عناصري مانند اطلاعات و دانش چه نقشي در پيشرفت و تعالي سازمانها ايفا مي كنند و از نظر اهميت در ميان معيارها و ارزشهاي سازماني چه جايگاهي را به خود اختصاص ميدهند يكي از پرسشهاي اساسي رهبران سازمانها، در پياده سازي مدل تعالي سازماني است .
بطور كلي رويكرد سازمانهاي متعالي در عصر حاضر، برنامه ريزي و طراحي ساختارها و فرايندهاي كسب وكار سازماني، با محور قرار دادن دانش است . در چنين سازمانهايي به دانش بعنوان يك منبع با ارزش در برنامهريزيهاي استراتژيك به شكل جدي توجه ميشود و اين دقيقا همان نقطه اي است كه امروزه سازمانها را از يكديگر جدا مي سازد .
بر اساس مطالعاتي كه بر روي سازمانهاي موفق و ناموفق صورت گرفته پژوهشگران در يافته اند كه سازمانهاي موفق داراي ويژگيهاي تقريبا يكساني هستند كه از آنها بعنوان ارزشهاي بنيادين نام برده ميشود . اين ارزشهاي بنيادين در مدل تعالي سازماني اروپاييEFQM به هشت اصل خلاصه شده است كه در دنباله اين مطلب همراه با تعاريف آورده
شده است . جالب اينجا است: اگر چه يكي از اين اصول خود به طور مستقيم به اطلاعات و دانش پرداخته است ( ياد گيري، نوآوري و بهبود مستمر) ليكن در اكثر اصول ديگر نيز نقش اطلاعات و دانش پر رنگ ديده ميشود .
اين ارزشها عبارتند از:
نتيجه گرايي: در سازمانهاي متعالي، اطلاعات مربوط به ذينفعان فعلي و آتي جمعآوري ميشود و بمنظور تعيين و استقرار و بازنگري خط مشي ها، استراتژيها، هدفها، مقاصد و شاخصها مورد استفاده قرار ميگيرد.
مشتري مداري: شناخت و درك مشتريان، با تمركز بر خواستهها و انتظارهاي فعلي و آتي آنها از راه جمعآوري اطلاعات و به كار گيري روشهاي موثر.
توسعه شراكتهاي خارجي: سازمانهاي متعالي، تشخيص ميدهند كه ميزان موفقيت آنها در دنياي پر تحول كنوني، بستگي به شراكتهايي دارد كه زمينه پياده سازي اينگونه تحولات را ايجاد ميكنند. اين شراكتها، سازمانها را قادر ميسازند تا ارزش افزوده بيشتري براي ذينفعان خود به ارمغان آورند. شركا براي تحقق هدفهاي مشترك با يكديگر همكاري دارند و هر يك از راه در اختيار گذاشتن تخصص، منابع و دانش از يكديگر حمايت ميكنند.
مديريت بر مبناي فرايندها و واقعيتها: در سازمانهاي متعالي، بواسطه وجود مجموعه اي شفاف و يكپارچه از: فرايندها، اطمينان از اجراي نظام مند خط مشي ها، استراتژيها؛ هدفها و برنامههاي
سازمان، تضمين ميشود. اين فرايندها به گونه اي موثر، جاري سازي و مديريت ميشوند و همواره بهبود مييابند.تصميم گيريها بر اساس اطلاعات واقعي و قابل اطمينان از عملكرد حال و مورد انتظار وغيره و عملكرد رقبا انجام ميشود.
تجربه به كار گرفته شده در انجمن هوانوردي فدرال آمريكا نشان ميدهد كه مديريت فرايندها و مديريت دانش كاملا مكمل يكديگرند. اصلاح فرايند به سازمان كمك ميكند تا از راه بررسي مستمر و با نگرشي متكي بر انجام بهتر امور، اثر بخشي سازمان را افزايش دهد و با مستند سازي فرايندها، نقش و مسئوليتهاي كاركنان به راحتي تعيين ميشود. (قدمي، 1384)
رهبري و ثبات در مقاصد: رهبران در سازمانهاي متعالي بطور مستمر محرك و الهام بخش كاركنان در حركت بسوي تعالي هستند، به گونه اي كه در رفتار و عملكرد، به عنوان الگو شناخته ميشوند. در چنين شرايطي رهبران قابليت خود را در تطبيق و همسو سازي جهت گيري سازماني، در قبال تحركات و تغييرات سريع محيط بيروني، نشان ميدهند و كاركنانشان را با خود همراه ميسازند.
توجه به مسئوليتهاي اجتماعي: سازمانهاي متعالي از راه ايجاد شفافيت و پاسخگويي مناسب به ذينفعان در قبال عملكرد خود به عنوان سازمانهاي مسئول، رويكردهاي سطح بالاي اخلاقي را اتخاذ ميكنند. آنها به مسئوليت اجتماعي و حفظ پايداري محيط زيست در حال و آينده توجه دارند و فعالانه آن را ترويج ميكنند.
توسعه و مشاركت كاركنان: سازمانهاي متعالي با جذب و توسعه دانش كاركنان خود به شايستگي هاي مورد نظر دست مي يابند و بطور مثبت و فعالانه به گونه اي همه جانبه ار آنها حمايت ميكنند. با تفويض اختيار و كمك به آزاد سازي و تحقق قابليتهاي بالقوه كاركنان، توسعه فردي آنان تقويت ميشود.
اين سازمانها اهميت فزاينده سرمايههاي فكري كاركنان خود را درك ميكنند و از دانش آنها در جهت منافع سازمان بهره ميگيرند. آنها مشاركت فعال كاركنان و قابليتهاي بالقوه ايشان را از راه ارزشهاي مشترك ؛ فرهنگ صداقت و شفاف سازي به حداكثر ميرسانند و با هدف ايجاد و استقرار ايدههاي بهبود، از مشاركت آنان بهره ميگيرند.
يادگيري، نوآوري و بهبود مستمر : سازمانهاي متعالي، همواره در حال يادگيري از فعاليتها و عملكرد خود و ديگران هستند. اين سازمانها دانش كاركنانشان را بمنظور حداكثر كردن يادگيري، در سراسر سازمان به كار ميگيرند. در اين سازمانها كاركنان در حفظ سرمايههاي فكري خود، دقت و در جاي مناسب از آن براي كسب دستاوردهاي كسب وكار سازمان استفاده ميكنند.
با مطالعه اين ارزشها به نقش و جايگاه اطلاعات و دانش در سازمانهاي موفق پي برده و اهميت شناخت و تجزيه و تحليل مرزهاي مديريت اطلاعات و دانش به منظور تعيين مسير حركتي آنها براي سازمانها، از اهميت بيشتري برخوردار خواهد شد.
در سالهاي اخير، توجه به اطلاعات و دانش بعنوان سرمايه هاي مهم سازماني، مورد عنايت پژوهشگران بسياري بوده است. به گونه اي كه در مدل هاي اندازهگيري تعالي سازماني نيز به آن توجه ويژه شده است .
در كنار رويكردهاي مختلف سازمانها در معيار هاي رهبري، استراتژي، منابع انساني ، شراكتهاي بيروني، منابع مالي، تجهيزات و فناوري؛ نحوه و چگونگي مديريت بر اطلاعات و دانش در سازمان، نيز از جمله معيار هاي مهم در بخش توانمندسازهاي مدل تعالي سازمانيEFQM محسوب مي شود كه در ارزيابي سازمانها مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار ميگيرد.
بررسـي اينكه سازمانها چگونه اطلاعات و دانش خود را مرزبندي كرده و فرايندهاي مديريت بر آنها را در راستاي يكديگر طراحي و پايش مي كنند، همواره از دغدغه هاي اساسي ارزيابان در فرايند ارزيابي و ارائه گزارش بازخورد قابل استفاده براي سازمانهاي ارزيابي شونده، به حساب مي آيد.
از طرف ديگر با توجه به اينكه اصولا” سرمايه هاي فكري و اطلاعاتي به گونه يك شاخص كمي به صورت دقيق در نتايج كليدي عملكرد سازمانها قابل اندازه گيري نيستند، ميزان اهميت و توجه به مديريت بر اطلاعات و دانش را براي سازمانها، شفاف نكرده است . اگر چه تعداد مقالات ، پتنتهاي به ثبت رسيده، گزارشها و ياداشتهاي فني تدوين شده مي تواند بعنوان شاخصهاي كمي در توليد دانش و مديريت بر اطلاعات مورد توجه باشد؛ ولي با توجه به وجود دانشهاي پنهان كه بخش قابل توجهي از دانشهاي سازمانها را تشكيل مي دهد ، مستندات ثبت و ارائه شده توسط كاركنان، تنها بخشي از دانش روشن سازمانها را نشان مي دهد و نميتواند معيار كامل و دقيقي براي ارزيابي كل دانش و اطلاعات سازمان قلمداد شود .
مدل تعالي سازماني EFQM
در اواخر دهه 1980 و هنگامي كه اقتصاد اروپا در معرض تهديد گسترش بازارهاي خاور دور به ويژه ژاپن قرار داشت ، نخستين بار بود كه مديران عامل 14 شركت چند مليتي اروپا ، كه نماينده هفت ميليون كارمند بودند ، گرد هم آمدند و تمام روز به كار پرداختند . حفظ تمركز اين14 مدير در تمام روز، مانند نگهداشتن تعدادي قورباغه در يك چرخ دستي است. براين اساس برنامه بايد مهم بوده باشد كه آنها را مجاب به دستيابي به يك اتفاق نظر و تصميم گـيري درمورد تشكيل بنياد مستقلي متشكل از اعضاء براي پرورش آگاهي ، آموزش مديريت و ايجاد انگيزه و نيز تاييد دستاوردها كرده باشد. (منبع شماره 1)
بنياد EFQM در سال 1989 تاسيس و توسط كميسيون اروپا تاييد شد . در سال 1991 ، الگوي EFQM شكل گرفت و پس از آن نخستين جايزه كيفيت اروپا در سال 1992 ارائه شد .از آن زمان به بعد ، اين مدل تعالي بطور منظم بازنگري و روزآمد شده است تا بهترين تفكر هاي مديريتي و عملكردهاي اثبات شده را منعكس سازد .
اگر چه مدلهاي دمينگ، مالكوم بالدريج و EFQM معروفترين مدلهاي تعالي سازماني هستند ولي كشورهاي ديگري هستند كه مدلهاي ويژهاي را براي خود توسعه داده اند . البته مدلهاي توسعه داده شده غالباً از مدلهاي معروف يادشده الهام گرفته شده است.
جوايز ملي كيفيت در سطح جهاني با اقتباس از اين مدل ها ، براين واقعيت تأكيد دارند كه بقاء در رقابت مستلزم بهبود مستمر عملكرد در مقياس جهاني است. اين مدلها با ارائه معيارهاي ارزيابي، خطوط راهنمايي را براي سازمان ايجاد مي كنند تا پيشرفت و عملكرد خود را در زمينه كيفيت و تعالي سازماني اندازه گيري كند .
در كشور ما نيز مديران مربوطه، با الهام از مدل تعالي بنياد كيفيت اروپا جوايز، مانند :جايزه ملي بهره وري، جايزه ملي كيفيت - جايزه كيفيت وزارت دفاع را درنظر گرفته اند و همه ساله با ارزيابي واحدهاي صنعتي ، نظامي و خدماتي سعي در بالا بردن سطح توانمنديها و بهبود عملكرد سازمانها دارند. اين مدل از 9 معيار اصلي و 32 زير معيار تشكيل شده است ، كه يكي از زير معيارها به گونه مستقيم به ارزيابي مديريت بر دانش و اطلاعات در سازمانها اختصاص دارد .در ادامه اهميت اطلاعات و دانش را در مدل تعالي EFQM مورد بررسي قرار مي دهيم .
اهميت اطلاعات و دانش در ارزشهاي مدل تعالي EFQM
ابنكه اصولا عناصري مانند اطلاعات و دانش چه نقشي در پيشرفت و تعالي سازمانها ايفا مي كنند و از نظر اهميت در ميان معيارها و ارزشهاي سازماني چه جايگاهي را به خود اختصاص ميدهند يكي از پرسشهاي اساسي رهبران سازمانها، در پياده سازي مدل تعالي سازماني است .
بطور كلي رويكرد سازمانهاي متعالي در عصر حاضر، برنامه ريزي و طراحي ساختارها و فرايندهاي كسب وكار سازماني، با محور قرار دادن دانش است . در چنين سازمانهايي به دانش بعنوان يك منبع با ارزش در برنامهريزيهاي استراتژيك به شكل جدي توجه ميشود و اين دقيقا همان نقطه اي است كه امروزه سازمانها را از يكديگر جدا مي سازد .
بر اساس مطالعاتي كه بر روي سازمانهاي موفق و ناموفق صورت گرفته پژوهشگران در يافته اند كه سازمانهاي موفق داراي ويژگيهاي تقريبا يكساني هستند كه از آنها بعنوان ارزشهاي بنيادين نام برده ميشود . اين ارزشهاي بنيادين در مدل تعالي سازماني اروپاييEFQM به هشت اصل خلاصه شده است كه در دنباله اين مطلب همراه با تعاريف آورده
شده است . جالب اينجا است: اگر چه يكي از اين اصول خود به طور مستقيم به اطلاعات و دانش پرداخته است ( ياد گيري، نوآوري و بهبود مستمر) ليكن در اكثر اصول ديگر نيز نقش اطلاعات و دانش پر رنگ ديده ميشود .
اين ارزشها عبارتند از:
نتيجه گرايي: در سازمانهاي متعالي، اطلاعات مربوط به ذينفعان فعلي و آتي جمعآوري ميشود و بمنظور تعيين و استقرار و بازنگري خط مشي ها، استراتژيها، هدفها، مقاصد و شاخصها مورد استفاده قرار ميگيرد.
مشتري مداري: شناخت و درك مشتريان، با تمركز بر خواستهها و انتظارهاي فعلي و آتي آنها از راه جمعآوري اطلاعات و به كار گيري روشهاي موثر.
توسعه شراكتهاي خارجي: سازمانهاي متعالي، تشخيص ميدهند كه ميزان موفقيت آنها در دنياي پر تحول كنوني، بستگي به شراكتهايي دارد كه زمينه پياده سازي اينگونه تحولات را ايجاد ميكنند. اين شراكتها، سازمانها را قادر ميسازند تا ارزش افزوده بيشتري براي ذينفعان خود به ارمغان آورند. شركا براي تحقق هدفهاي مشترك با يكديگر همكاري دارند و هر يك از راه در اختيار گذاشتن تخصص، منابع و دانش از يكديگر حمايت ميكنند.
مديريت بر مبناي فرايندها و واقعيتها: در سازمانهاي متعالي، بواسطه وجود مجموعه اي شفاف و يكپارچه از: فرايندها، اطمينان از اجراي نظام مند خط مشي ها، استراتژيها؛ هدفها و برنامههاي
سازمان، تضمين ميشود. اين فرايندها به گونه اي موثر، جاري سازي و مديريت ميشوند و همواره بهبود مييابند.تصميم گيريها بر اساس اطلاعات واقعي و قابل اطمينان از عملكرد حال و مورد انتظار وغيره و عملكرد رقبا انجام ميشود.
تجربه به كار گرفته شده در انجمن هوانوردي فدرال آمريكا نشان ميدهد كه مديريت فرايندها و مديريت دانش كاملا مكمل يكديگرند. اصلاح فرايند به سازمان كمك ميكند تا از راه بررسي مستمر و با نگرشي متكي بر انجام بهتر امور، اثر بخشي سازمان را افزايش دهد و با مستند سازي فرايندها، نقش و مسئوليتهاي كاركنان به راحتي تعيين ميشود. (قدمي، 1384)
رهبري و ثبات در مقاصد: رهبران در سازمانهاي متعالي بطور مستمر محرك و الهام بخش كاركنان در حركت بسوي تعالي هستند، به گونه اي كه در رفتار و عملكرد، به عنوان الگو شناخته ميشوند. در چنين شرايطي رهبران قابليت خود را در تطبيق و همسو سازي جهت گيري سازماني، در قبال تحركات و تغييرات سريع محيط بيروني، نشان ميدهند و كاركنانشان را با خود همراه ميسازند.
توجه به مسئوليتهاي اجتماعي: سازمانهاي متعالي از راه ايجاد شفافيت و پاسخگويي مناسب به ذينفعان در قبال عملكرد خود به عنوان سازمانهاي مسئول، رويكردهاي سطح بالاي اخلاقي را اتخاذ ميكنند. آنها به مسئوليت اجتماعي و حفظ پايداري محيط زيست در حال و آينده توجه دارند و فعالانه آن را ترويج ميكنند.
توسعه و مشاركت كاركنان: سازمانهاي متعالي با جذب و توسعه دانش كاركنان خود به شايستگي هاي مورد نظر دست مي يابند و بطور مثبت و فعالانه به گونه اي همه جانبه ار آنها حمايت ميكنند. با تفويض اختيار و كمك به آزاد سازي و تحقق قابليتهاي بالقوه كاركنان، توسعه فردي آنان تقويت ميشود.
اين سازمانها اهميت فزاينده سرمايههاي فكري كاركنان خود را درك ميكنند و از دانش آنها در جهت منافع سازمان بهره ميگيرند. آنها مشاركت فعال كاركنان و قابليتهاي بالقوه ايشان را از راه ارزشهاي مشترك ؛ فرهنگ صداقت و شفاف سازي به حداكثر ميرسانند و با هدف ايجاد و استقرار ايدههاي بهبود، از مشاركت آنان بهره ميگيرند.
يادگيري، نوآوري و بهبود مستمر : سازمانهاي متعالي، همواره در حال يادگيري از فعاليتها و عملكرد خود و ديگران هستند. اين سازمانها دانش كاركنانشان را بمنظور حداكثر كردن يادگيري، در سراسر سازمان به كار ميگيرند. در اين سازمانها كاركنان در حفظ سرمايههاي فكري خود، دقت و در جاي مناسب از آن براي كسب دستاوردهاي كسب وكار سازمان استفاده ميكنند.
با مطالعه اين ارزشها به نقش و جايگاه اطلاعات و دانش در سازمانهاي موفق پي برده و اهميت شناخت و تجزيه و تحليل مرزهاي مديريت اطلاعات و دانش به منظور تعيين مسير حركتي آنها براي سازمانها، از اهميت بيشتري برخوردار خواهد شد.