۲۵-آبان-۸۷, ۱۲:۰۶:۳۵
مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوی رشته مدیریت است و برای ایفای این نقش آموزشهای مختلفی را دیده و با حضور در كلاسهای ورزشی و بدنسازی فیزیك خود را به این نقش نزدیك كرده است.
راستش مدت زيادي هست كه مصاحبه نكرده ام...
خوب اينكه نكته خوبي نيست كه با رسانه ها ارتباط نداريد؟
نه اينكه مصاحبه نكنم ...بلكه انتخاب نشريه برايم بسيار مهم است چرا كه ديده ام در برخي مصاحبه ها دخل و تصرف صورت مي گيرد و برخي حرف ها عوض مي شوند.
با اين اوصاف پس اهل مصاحبه هستيد؟
بله من يك مصاحبه مفصل با نشريه رويش انجام دادم و عكس خاصي هم براي روي جلد آن آماده كرديم و بسياري حرف ها را در آنجا زده ام كه ديگر نيازي نيست تكرار شوند مي تواند منبع خوبي باشد.
چرا در سريال اينقدر چهره تان را عوض كرده اند؟
نظر كارگردان اين بود.وقتي به من گفتند كه انتخاب شدم تصور كردم بخاطر رنگ چشمهايم مرا قبول كردند در حاليكه كارگردان تست گريم من را با لنز قهوه اي پسنديده بود. مو و چشم هايم را تيره كرده اند تا به چهره ام معصوميت ببخشند.
24 سال و اهل فريدون كنار هستم .
براي انتخاب يوسف هر روز اخبار مختلفي منتشر مي شد يادتان هست ازبين چند كانديدا براي اين نقش انتخاب شديد ؟
اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.
از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟
من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.
دستمزدتان چقدر بود؟
(با خنده) اين مسايل را نمي توانم بگويم .. ولي رقم زيادي نبود .
كار با سلحشور چگونه بود ايا حاضريد دوباره با او كار كنيد؟
من حتما در اولين فرصت نسبت به او اداي دين مي كنم ....آقاي سلحشورترجيح مي داد كار براساس ديد ايشان پيش برود نه بازيگر.
چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟
حدود 13 بار.
دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟
مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه درفيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه داراي طبيعت وغريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟
درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي ازاستادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.
اولين صحنه اي كه بازي كرديدكدام صحنه بود؟
اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.
دراين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟
بعضي ها بودند كه الان نيستند وخيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيارخشكي بودم. فكرمي كردم اگر روابطم بيش از يك سلام وعليك باشد ممكن است اين تصورپيش بيايد كه به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام مي گذارم.
بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟
بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگررا دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند درچهره ي اوهست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد وگفت بازيگراول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوي دوربين رفت.
پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟
دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.
تجربه ي سينمايي هم داشتيد؟
نه. فقط چند بارتئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.
پيشنهاد ديگري نداشتيد؟
قبل ازيوسف 3 تا كارسينمايي به من پيشنهاد شد كه هرسه تجاري بودند. شايد هم بدم نمي آمد بازي كنم. اما روز آخر بازيگر ديگري را انتخاب كردند. حتي يك باركه براي بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلاني قرارداد بسته ايم درحالي كه به من قول داده بودند. خيلي اذيت شدم. حتي به جرأت مي توانم بگويم ازتيرماه 83 كه قرارداد اوليه را براي يوسف بستم تا موقعي كه جلوي دوربين رفتم، سخت ترين روزهاي زندگي من بود. واقعاً دلم مي خواهد به آنهايي كه درعالم سينما جايگاه بالايي پيدا كرده اند بگويم: اگربخواهند رسم دنيا را به نا حق به هم بريزند، ازهمان جا كه هستند زمين مي خورند. من با همه ي سختي ها ازكسي گله مند نيستم و حاضرنبودم به خاطر پذيرفتن اين نقش، پا روي اصول اخلاقي و زندگي ام بگذارم.
بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟
دوست دارم نقش يكي ازرجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

راستش مدت زيادي هست كه مصاحبه نكرده ام...
خوب اينكه نكته خوبي نيست كه با رسانه ها ارتباط نداريد؟
نه اينكه مصاحبه نكنم ...بلكه انتخاب نشريه برايم بسيار مهم است چرا كه ديده ام در برخي مصاحبه ها دخل و تصرف صورت مي گيرد و برخي حرف ها عوض مي شوند.
با اين اوصاف پس اهل مصاحبه هستيد؟
بله من يك مصاحبه مفصل با نشريه رويش انجام دادم و عكس خاصي هم براي روي جلد آن آماده كرديم و بسياري حرف ها را در آنجا زده ام كه ديگر نيازي نيست تكرار شوند مي تواند منبع خوبي باشد.
چرا در سريال اينقدر چهره تان را عوض كرده اند؟
نظر كارگردان اين بود.وقتي به من گفتند كه انتخاب شدم تصور كردم بخاطر رنگ چشمهايم مرا قبول كردند در حاليكه كارگردان تست گريم من را با لنز قهوه اي پسنديده بود. مو و چشم هايم را تيره كرده اند تا به چهره ام معصوميت ببخشند.

24 سال و اهل فريدون كنار هستم .
براي انتخاب يوسف هر روز اخبار مختلفي منتشر مي شد يادتان هست ازبين چند كانديدا براي اين نقش انتخاب شديد ؟
اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.
از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟
من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.
دستمزدتان چقدر بود؟
(با خنده) اين مسايل را نمي توانم بگويم .. ولي رقم زيادي نبود .
كار با سلحشور چگونه بود ايا حاضريد دوباره با او كار كنيد؟
من حتما در اولين فرصت نسبت به او اداي دين مي كنم ....آقاي سلحشورترجيح مي داد كار براساس ديد ايشان پيش برود نه بازيگر.
چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟
حدود 13 بار.
دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟
مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه درفيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه داراي طبيعت وغريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟
درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي ازاستادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.
اولين صحنه اي كه بازي كرديدكدام صحنه بود؟
اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.
دراين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟
بعضي ها بودند كه الان نيستند وخيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيارخشكي بودم. فكرمي كردم اگر روابطم بيش از يك سلام وعليك باشد ممكن است اين تصورپيش بيايد كه به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام مي گذارم.
بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟
بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگررا دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند درچهره ي اوهست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد وگفت بازيگراول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوي دوربين رفت.
پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟
دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.
تجربه ي سينمايي هم داشتيد؟
نه. فقط چند بارتئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.
پيشنهاد ديگري نداشتيد؟
قبل ازيوسف 3 تا كارسينمايي به من پيشنهاد شد كه هرسه تجاري بودند. شايد هم بدم نمي آمد بازي كنم. اما روز آخر بازيگر ديگري را انتخاب كردند. حتي يك باركه براي بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلاني قرارداد بسته ايم درحالي كه به من قول داده بودند. خيلي اذيت شدم. حتي به جرأت مي توانم بگويم ازتيرماه 83 كه قرارداد اوليه را براي يوسف بستم تا موقعي كه جلوي دوربين رفتم، سخت ترين روزهاي زندگي من بود. واقعاً دلم مي خواهد به آنهايي كه درعالم سينما جايگاه بالايي پيدا كرده اند بگويم: اگربخواهند رسم دنيا را به نا حق به هم بريزند، ازهمان جا كه هستند زمين مي خورند. من با همه ي سختي ها ازكسي گله مند نيستم و حاضرنبودم به خاطر پذيرفتن اين نقش، پا روي اصول اخلاقي و زندگي ام بگذارم.
بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟
دوست دارم نقش يكي ازرجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

